المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥١ - شرط كسب تأنيث و تذكير مضاف از مضاف اليه در اضافه معنويه
و نظير: مررت بالضاربى زيد (گذشتم به زنندهگان زيد).
شاهد در « الضاربى زيد» است كه « الضاربى » اسم فاعل و مضاف بوده و چون بصيغه جمع مىباشد اشكالى ندارد كه الف و لام تنها برسر آن داخل شود و مضاف اليه بدون الف و لام ذكر گردد.
شرط كسب تأنيث و تذكير مضاف از مضاف اليه در اضافه معنويّه
مصنّف گويد:
گاهى دوّمى تأنيث را باوّلى مىبخشد مشروط باينكه اوّلى براى حذف صلاحيّت داشته باشد.
شارح گويد:
همانطوريكه دوّمى گاهى به اوّلى تأنيث را مىبخشد، تذكير را نيز اعطاء مىكند و طبق گفته مصنّف اين اعطاء و بخشش زمانى است كه اوّلى براى حذف شدن صلاحيّت داشته باشد يعنى اگر آن را حذف كنيم معنا مختلّ نشود مانند آنچه در قول ميمون بن قيس آمده:
|
و تشرق بالقول الّذى قد أذعته |
كما شرقت صدر القناة من الدّم |
يعنى: و سخنى را كه فاش كردهاى در زبانت نگه مىدارى همچون نگاهدارى سينه نيزه خون را.
در اين مثال كلمه « القناة » كه مضاف اليه و مؤنّث است به « صدر » كه مضاف و مذكّر مىباشد تأنيث را اعطاء نموده و چنانچه ملاحظه ميشود اگر « صدر » از عبارت حذف شود معنا مختلّ نمىگردد.
و مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
رؤية الفكر ما يؤل له الام |
ر معين على اجتناب التّوانى |
يعنى: نيك نظر كردن فكر بچيزى كه بسوى او باز مىگردد براجتناب و دورى از كسالت و سستى كمككننده است.
در اين مثال « فكر » كه مضاف اليه و مذكّر است به « روية » كه مضاف و مؤنّث است تذكير را اعطاء كرده.